گاه نوشت های یک بامبوی خوشحال

آخرین مطالب

پیرامون هیچ

شنبه, ۴ آذر ۱۴۰۲، ۰۷:۳۲ ب.ظ

در انتظار نوبت ارتودنسی

۱. در گوشه و کنار این دنیایی که داریم زندگی میکنیم کلی آدم هستن که پیرامون زندگی و دیدگاهشون میشه کتاب نوشت.
میلیاردری که هفته ای یک روز میره بیماران معلول ذهنی یا جسمی رو حموم میکنه. مادری که چهارتا بچه ی معلول داره. خانم دکتری که ماهی یکبار با دوستاش میرن خانه سالمندان و میرقصن .
آدمهایی که وجودی قدرتمند دارن و دلشون گندست.

۲. به شدت زیادی دچار روزمرگی و بالتبع ملال شدم و حس خوبی ندارم. دلیلش کتابخونه نرفتنه.
تا این پایان نامه تموم بشه فکر کنم من دیوونه بشم .

۳. اتفاقی پروفایل تلگرام مامانِ مریضِ اطفالم(که همیشه دیر میان) رو دیدم و متوجه شدم طلاق گرفته. احتمال دادم بچه تحت فشاره . عروسک خوشگل و باشخصیتی رو خریدم و امروز بهش دادم . حدسم درست بود و این بچه انچنان توی خودش رفته بود و مظلوم شده بود که نه برای بیحسی و نه نشوندن روکش، هیچ واکنشی به درد یا فشار نداد و کلا پنچر بود. سعی کردم کلی شوخی کنم و دلقک بشم و حالش رو بهتر کنم و فکر کتم موفق بودم بااینکه کار سختی بود.
بچه ی نه ساله پرغصه بود و کاش هیچوقت چنین ترومایی وجود نداشت.
سخت تر از ازدواج، بچه دار شدنه.

۴. اونجا که چاوشی میگه " نمیدونم قلبم واسه چی ول کن نیست" ، برای من به جای قلبم ناخوداگاهم ول کن نیست. خواب هایی رو میبینم که واقعا درکشون نمیکنم. بسه دیگه .
۵. برای کسی که داره زجر چیزی رو میکشه نسخه بپیچی که " در لحظه زندگی کن " یا "به خدا توکل کن و فلان"
چنین کسی در شرایطی نیست که بتونه. انگار کن یک نفر درحال خفه شدنه و توو بهش تنفس دیافراگمی رو یاد بدی! همینقدر احمقانه .

۶. این دنیا هیچوقت عادلانه نبوده و نخواهد بود. هرکسی غیر این فکر کنه بنظرم فکر نمیکنه.

۷. به پروفسور ژاپنی ایمیل زدم که من ایرانیم و نمیتونم مبلغ پرداخت کنم و اگه میشه واسم بفرست مقاله رو.
گفت نمیشه و باید حتما بخریش.
به خانم کتابدار DOI رو دادم و واسم فرستادش:)
منم فایل رو برای پروفسوره فرستادم و نوشتم رایگان گیرش آوردم فشار بخور چشم بادومی:)
۸. آدمهایی که نقاشی میکشن یا رقص بلدن خیلی زیاد برای من دلنشین و خواستنی هستن.
۹. ده سال پیش چنین روزی دوم تجربی بودم (الان دهم میشه فکر کنم) و ترازم ۴۸۰۰ قلمچی بود و هرگز فکرش رو نمیکردم یک روزی دندونپزشک باشم. ده سال بعد چی؟

۱۰ . روزی نیمساعت فیلم میبینم و اگر بخوام سه فیلم بدردبخوری که سه هفته ی گذشته دیدم رو اسم ببرم :
Life is beautiful
Monty pyton life of brian (فیلم پیرامون تمسخر مذهبیای کودنه اما سکانس آخرش وحشتناک زیبا و عمیقه)
Cast away .

۱۱. خدا آتئیسته؟ :))

  • بامبوی خوشحال

نظرات (۱)

دم مذهبیا گرم :) خوشم میاد از دستشون داری فشار میخوری :)

پاسخ:
میگن فحش رو بنداز، صاحبش خودش برمیداره:)
مذهبیای کودن یعنی" مذهبیهایی که کودن هستن" نه اینکه مذهبیها کودن باشن. 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی