پایان اطفال
۱.چهارشنبه بخش اطفالم تموم شد و امروز پایانبخش رو دادم و تمام . امتحان شفاهی بود و ترسناک.
با استاد کیفانی بودم و نمره ی کامل گرفتم :)) انقدر این استاد ماه و باسواد و عالمه که من هرجلسه باهاش بودم کلی یاد میگرفتم و خیلی صبوره. گفت مطمئنم تو موفق میشی و کلی از سوادم تعریف کرد . کاش بشه استاد. کاش رتبممثل خودت بشه . علی رغم اینکه از اطفال متنفرم ولی راستشو بگم کلی دستم توی اطفال روونه و تقریبا همه ی کارها و تکنیکها و مواد رو انجام دادم . گروه اطفال فوقالعادن .
دوست داشتم ریکوارمنتم رو لوله کنم و شادی مارتینز بعد قهرمانی آرژانتین رو بجا بیارم :))
۲.فردا امتحان لیزر دارم و خیلی سخت و تشریحیه. درسی بدردنخور و پر از فیزیک . دوسه روزه هیچی درس نخوندم و امیدوارم تکرار نشه .
۳. استاد انفورماتیک، دانشجوش و کارشناس داده مثلث دق من هستند. سه تا بیشعور که نمیتونند باهم هماهنگ باشن و مدام به من پبام میدن که به فلانی بگو اینکارو بکنه یا به من زنگ بزنه. گندتون بزنن .
۴. پرسیدمچرا ول کردی؟ گفت دیدم شانسم ۵۰ درصده ول کردم.
به فکر فرو رفتم و دیدم همیشه در اکثر موقعیتها شانسم ده بیست درصد بوده :)) بمیرم برای خودم :) خیلی دیم زندگی کردم من.
۵. کتری برقیم سوخته و چهارروزه بدون چای واقعا دارم تلف میشم :) نمیدونستم به چای هم اعتیاد دارم.
۶. قهوه ی سرد، قهوه ی شیرین و خورشت کرفس. این سه تا برای من کشنده هستند .
۷. به کسره و رعایت فاصله توجه کنیم! جایگاه کسره (روی ر باشه یا دال) در جمله ی " دردکون هستم" خیلی تفاوت مهنایی ایجاد میکنه. اولی یک مکانه دومی یک کامپلیکیشنه.
۸.روباه کمرویی در بیابونهای دانشگاه فردوسی هست و هروقت پیاده میرم منو تعقیب میکنه:) وقتی برمیگردم نگاهش میکنم تظاهر میکنه که داره ازونجا رد میشه و در پی من نیست. گوگولی و مکار .
۹. کمکم داره ازین دختربچه های خردسال۲تا ۵ سال خوشممیاد .امروز یکیشون انقدر تودل برو بود که دستکش رو باد کردم و بهش دادم و ذوق کرد.
.
- ۰۲/۱۰/۱۶
- ۲۲ نمایش